تبليغاتX
چرت وپرت های ذهن من
آره من مامانمو می خوام ! فکر نمی کردم اینقدر لوس باشم که با یه شب دوری از والده محترمه ی مکرمه اینچنین به حال زار بیفتم !!! دیروز که تنهای تنها بودم و حســــــــابی  حوصله ام سر رفته بودم . حس درس خوندن هم که اصلا نگوووووووووووو

بیچاره بابام به خاطر این حقیر مجبور شد که بیاد , شب هم که فقط  اس ام اس  های تکراری  می خوند و بیخودی می خندید که منم  بخندم ؛ بیچاره دلم براش ســـــــــــوخت ...آخر سر هم  که مراسم زر زر شروع  شد و مگه بند میومد...اونم با چی ؟؟!!! با شعر مولانا !!! فکر کن آخه شعر مولانا گریه داره؟؟؟ بخدا هیچ بهونه ای دم دست تر از این نداشتم ....با این بغض مضخرف که تو گلوم مونده چیکار کنم ؟ یکی نیست بگه دختر خجالت بکش, به شناسنامه ات یه نگاهی بنداز ! هنوز مامانی هستــــــــــــــی؟؟؟!!!!!!

پ.ن: اینو نوشتم که بگم هنوز صاب وبلاگ خودمم

نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387ساعت توسط هما
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

roozmaregi

هما

roozmaregi

http://roozmaregi.blogfa.com

چرت وپرت های ذهن من

چرت وپرت های ذهن من - من مامانمو می خــــــــــــــــــــــــــوام...

چرت وپرت های ذهن من

و اکنون این منم هما,در ابتدای مسیر؛
بی من دنیا قدری از خنده و شادی کم داشت؛
بی من دنیا قدری از تعقل کم داشت؛
بی من دنیا قدری از انسانیت کم داشت؛
بی من کاينات ٬ کاينات نبود



برداشتی آزاد از روزمرگی های هما

چرت وپرت های ذهن من

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog